مختصري به استخراج طلا، نقره و سنگهاي قيمتي در فصل 28 كتاب ايوب مشاهده ميشود.
9. تاريخنگاري يوناني و عبري. اين قرن شاهد فعاليت دو تن از بزرگترين مورخان همهٴ اعصار بود: هرودوت هاليكارناسي1 (حدود 444)، كه اثر او حاوي مقدار زيادي اطلاعات نژادشناسي است، و توكوديدس2 آتني (حدود 420). كتسياس كنيدوسي، كه از 417 تا 398 در ايران ميزيست، گزارشهاي باارزشي راجع به ايران و هند نوشت.
اسفار سته (يعني اسفار خمسه، تورات عبري، همراه با كتاب يوشع) اساساً در حوالي اواسط اين قرن تدوين يافت. آنها تنها گزارش سادهاي از تاريخ قديم يهود نيست، بلكه تقريباً حاوي تمام چيزهايي است كه ما راجع به جهانشناسي و قانون عبري ميدانيم. عزرا در حدود نيمهٴ اين قرن برآمد، و نحميا اندكي ديرتر (حدود 438). اسفار عهد عتيق كه نام آنان را بر خود دارد، ساختههاي اعصار بعدي است (سدهٴ سوم ق م)، كه براساس يادداشتهاي خود آنان تدوين شده.
10. قانون عبري، يوناني و رومي. مرجع مطالعه در قانون عبري اسفار خمسه است كه در فقرهٴ قبلي از آن ياد شد.
نوشتههاي به دست آمده در گورتون3 كرت، نمونههاي خاصي از قانون قديم يوناني را عرضه ميكند (سدههاي پنجم و چهارم).
((الواح دوازدهگانه))، مجموعهٴ قوانين جديدي كه به وسيلهٴ جمهوري روم براساس سرمشقهاي يوناني فراهم شد، در 430 تدوين يافت.
11. زبانشناسي يوناني، سانسكريت و چيني. قديمترين نحوي اروپايي پروتاگوراس سوفسطايي بود (حدود 445) كه بدو در فقرهٴ دوم اشاره شد.
قديمترين نحوي سانسكريت ياسكا4 بود كه در حوالي آغاز عصر سوترا5 برآمد. او
نيروكتا6 را نوشت، كه شرحي لغوي بر ودا بود. الفباي براهمي7 نيز بهطور كامل در سدهٴ پنجم وجود داشت.
قديمترين واژهنامهٴ چيني به نام اِرحيا8، احتمالاً به وسيلهٴ تسه هسيا9، متولد 507 از شاگردان كنفوسيوس تأليف شد.
12. اشارات نهايي. از ديدگاه علوم تحصلي بود كه اين فصل را ((عصر دو بقراط)) عنوان دادم، زيرا بقراط خيوسي و بقراط كوسي دوتن از بزرگترين شخصيتهاي آن عصر بودند. ولي اين عنوان اندكي گمراهكننده است؛ زيرا به عبارت دقيق، عصري كه اين دو مرد بزرگ برآمدند، نيمهٴ دوم آن قرن بود؛ رياضيدان در ربع سوم برآمد، و پزشك در ربع آخر.